خبرنگاری؛ شغلی که عاشقانش ماندهاند، نه صاحبان درآمد!!
گاهی با خودم فکر میکنم چرا هنوز خبرنگارم؟

شاید چون هنوز باور دارم مردم حق دارند حقیقت را بدانند. شاید چون هنوز درد مردم، درد من است. اما حقیقت این است که خبرنگاری، بهویژه در شهرهای کوچک، دیگر یک شغل نیست؛ یک مسیر پر از رنج، استرس و بیمهری است.
به قلم مسعود دوستی به مناسبت روز خبرنگار
خبرنگار، شب و روز نمیشناسد، وقتی همه در کنار خانواده آرام گرفتهاند، او در محل حادثه است. وقتی دیگران تعطیلاند، او در حال پیگیری مشکلات مردم است. وقتی همه خواباند، او در حال تنظیم خبر، ویرایش عکس و انتشار گزارش است.
اما سهم او از این همه تلاش چیست؟
درآمدی که حتی هزینههای اولیه فعالیت رسانهای را جبران نمیکند. هیچ امنیت شغلی، هیچ بیمهای که خیال خبرنگار را راحت کند و هیچ حمایت مؤثری از سوی متولیان فرهنگی، بهویژه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، که بتواند اندکی از این بار سنگین را کم کند.
تلختر از همه، روزی است که بهخاطر انتشار یک مطالبه مردمی، به جای تشویق، با شکایت، احضار، تهدید و حتی فحاشی روبهرو میشوی! گاهی فقط به این جرم که حقیقت را نوشتهای یا از مسئولی پاسخ خواستهای!
روح و روان خبرنگار، هر روز زیر فشار دهها خبر تلخ، حادثه، تصادف، مرگ، مشکلات معیشتی مردم و بحرانهای اجتماعی فرسوده میشود.
این زخمها دیده نمیشوند، اما هر روز عمیقتر میشوند…
در لرستان تعداد رسانهها و فعالان خبری روزبهروز بیشتر شده، اما ظرفیت اقتصادی و حمایتها تقریباً صفر است. خبرنگاران با عشق ماندهاند، نه با درآمد. با تعهد ماندهاند، نه با امنیت شغلی ..
ما انتظار ثروتمند شدن نداریم؛ فقط میخواهیم شأن خبرنگار حفظ شود. میخواهیم اگر برای مردم قلم میزنیم، احساس نکنیم که در این مسیر تنها ماندهایم.
خبرنگار، دشمن هیچ دستگاهی نیست. خبرنگار صدای مردم است. اگر این صدا خاموش شود، نخستین زیانش متوجه همان جامعه و مسئولانی خواهد بود که امروز از نقد و مطالبهگری گلایه دارند.
کاش روزی برسد که خبرنگار، به جای نگرانی از شکایت، تهدید و مشکلات معیشتی، تنها دغدغهاش نوشتن حقیقت باشد.
۱۷ مرداد ماه روز خبرنگار مبارک ..
مسعود دوستی، مدیرمسئول سنبران_نیوز





